نگوکه دست من ز دست تو گسستنی است
نگو که باز هم پرنده مرد است
ببین نگاه من چقدر خسته است
غرور خود شکن که قلب من شکستنی است
مرا به نیمه شب به نیمه ره رها نکن
نگو که نیمه ره به پای ما نرفتنی است
بیا به چشم خود به اسمان نگا بکن
ببین هنوز هم ستاره دیدنی است